هفت گزارش جاهلانه از خاك ایران
یادآوریِ این گزارشها كه حتماً اكثرمان شنیده و در منابع مختلف خبری دیدهایم هیچ ارتباطی به مذهب یا سیاست ندارد بلكه نمونههایی است از جهل و خرافهی مردمانی كه موجب آلودگی دین و سیاست و از همه مهمتر امید مردم (هر چه باشد) میشوند و تنها نمونههای اندكی از این نوع هستند كه در مدتهای اخیر در رسانهها بازتاب یافتهاند. به هر صورت هر آیین و مسلك و مكتبی در نوع خود مشروط بر این كه موجب آزار دیگر انسانها نباشد شریف و قابل احترام است و هر كس میتواند برداشت خاص خود را از آن بنماید اما قصد اینجا علاوه بر نقد جهل و خرافه نشان دادن انحراف خبری در رسانههای ماست. رسانههایی كه به جای «مهندسی افكار عمومی» به تخریب و خرافهنگری آنها دامن میزنند. از این میان دو قضیه «مسخ دختر هلندی» و «ورود سگ به حرم امام رضا» بیش از همه مورد توجه این رسانه قرار گرفته و بعضاً به تبلیغ و ستایش و اشاعهی آن پرداختهاند. البته برخی رسانههایی مانند سایت بازتاب واكنشهای سریع و خوبی نسبت به قضایا داشتهاند. اما متاسفانه اهل خرافه و تعصب هنگام اختراع این گونه موضوعات چنان هالهای از تقدس و حرمت دروغین به دور موضوع میكشند كه كمتر كسی جرات میكند به نقد آن بپردازد
مسخ دختر هلندی به دلیل توهین به قرآن


مدتی پیش خبرگزاری آفتاب خبری را با این عكس منتشر كرد كه بلافاصله در سایتهای اینترنتی متعددی منتشر شد و واكنشهای مختلفی در پی داشت. خبر این بود كه:
«دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوش میکرد. هنگامی که با اعتراض مادرش مبنی بر کم کردن صدای موسیقی مواجه میشود به او و کتاب قرآن اهانت میکند.
این دختر هنگامی که میبیند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگیرد و آنرا پاره میکند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش کردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اینکه پتو را از روی او بر میدارد میبیند که دختر او تغییر چهره داده و به صورت عکسی که میبینید در آمده است».
مدتی بعد مشخص میشود كه این خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمهای ساخته پاتریشیا پیچینینی است كه از سیلیكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتیك مربوط به تكامل حیوانات است و هیچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد!http://www.patriciapiccinini.net/
ورود سگ به حرم امام رضا

قضیه ورود سگی گریان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه در روزهای اخیر عكسالعملهای بسیاری برانگیخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فیلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسید و مطبوعات نیز با كشیدن هالهای از تقدس دور این موضوع امكان هر گونه تشكیك یا نقد موضوع را از همه گرفتند. سایت اینترنتی انتخاب نیز با آب و تاب و قطعاتی از فیلم ویدیویی سگ مذكور به این قضیه بیشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت:
«توطئه وارد ساختن یك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پایگاههای اطلاعرسانی كه طی دو هفته اخیر شایعات زیادی را بر سر زبانها به جریان انداخت، با كشف یك باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد.
اعضای این باند، یك شیاد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همدیگر توانستند یك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمایند و تا نزدیكی ضریح مطهر ببرند و با فیلمبرداری و انتشار خبر آن و تهیه سی دی اقدام به سودجویی نمایند».
گویا هنوز نقش خرافه (و نه سنت) در عصر گذار به مدرنیت بر جامعهی ما ماندگار و حتی قویتر و تاثیرگذارتر از سنت و مدرنیته است.
چاه عریضه و شیشه مقدس مسجد جمكران

■ دو سال پیش در محراب مسجد جمكران شیشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نیز به آن آویزان شد. كمكم این قسمت از مسجد به شكل یك جاذبهی سیاحتی زیارتی(!) درآمد و به تدریج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شیشه صف کشیده و آن محل را زیارت میکردند. تا جایی كه آیتالله مکارم شیرازی در اعتراض به این عمل گفت: «اخیراْ در محراب مسجد جمکران یک تشکیلات شیشهاى سبزرنگ و چراغ درست کردهاند که کمکم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف میکشند، کسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل کارى که در حرم امامان و امامزادهها میکنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظیم میکنند، بعضی از عوام هم میگویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا میشود و کتابی مینویسد که 70 نفر از اوتاد در اینجا دفن شدهاند. هرکس مرتکب این کار شده اشتباه کرده است، این ضربهاى به مسجد جمکران است».
پس از این اعتراض، بلافاصله این تشکیلات معجزهآسا و امامزادهی جدیدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنین قلابی و دكانداران دین هم بیكار نماند و محلی را به نام «چاه عریضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم میتوانند از طریق انداختن عریضه و دعاهای خود در این چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نماید. و البته این مدت نیز نه تنها عوام كه خواص بسیاری هم به این چاه پناه آوردهاند و عریضه و دستورالعمل و بخشنامه و پیشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میریزند!
سران انجمن حجتیه نیز اخیراً در جزواتی پیشنهاد روز مخصوصی برای تحریك امام زمان به فرج را در جزوهای دادهاند كه هزاران نسخه از آن تكثیر شده است. در این جزوه آمده است:
«یك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای كل مردم ایران و سایر شیعیان در كشورهای مختلف تعیین و به طوری كه تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبلیغ شود. سوگند به خدایی كه جان ما در اختیار اوست، اگر این روز مشخص شود و تمامی منتظران و شیعیان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمایند و اگر این روز معین، روز جمعهای باشد، یقینا مولایمان روز شنبه (فردایش) ظهور خواهند فرمود». همچنین در این جزوه آمده:«دعا جهت تعجیل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهای واجب، گناه كبیره و موجب كفر است».
مرز باریك میان جهل و ایمان در چنین اقداماتی به خوبی مشخص میشود و این سوال كه كه اصلاً خداوند یا ائمه چه نیازی دارند تا از این راههای پست، وجود خود را اثبات كنند؟
گوسفند مقدس شیبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شیبان نزدیك اهواز گوسفندی پیدا میشود كه میگویند روی شاخ سمت چپ او شمشیر امام علی نقش بسته است. بلافاصله این موضوع دهان به دهان گشته و به یك افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههای سراسری نیز كشیده می شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شیبان هجوم میبرند و به تدریج شایعات عجیب و قویتری در مورد این گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پدید آمد مثلاً این كه هیچ چاقوی گلویی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست!
از این قضیه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخی آن را شایعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طریق نذورات مردم خرافی به پای این «گوسالهی سامری» به جیب زد.
دیگ سمنوی مقدس در قم

سال گذشته نیز خبر میدهند در دیگی كه در روستای ونارج نزدیك قم در آن سمنو میپختهاند جای پایی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای یكی از ائمه است! این خبر نیز مانند هر خبر خرافهآمیز دیگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای دیگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم میروند و حتی هیأتهای مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جایگاهی ویژه برای آن جمع آوری میشود! بازتاب مینویسد:
«مردم روستا كه به طور معمول در این دیگ سمنو میپختهاند، پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستشوی آن بودهاند، این اثر پا را در كف آن دیدهاند. ناظرانی كه موفق به دیدن این دیگ شدهاند، میگویند كه از یك زاویه، اثر مزبور شبیه كف پاست، اما از زاویه دیگر، به نظر میرسد اثری است كه به دلیل ساییده شدن دیگ پدید آمده است. این گزارش میافزاید، به تازگی مردم از روستاهای اطراف برای دیدن دیگ سمنو هجوم آوردهاند و تاكنون نزدیك به یك میلیون تومان برای ساختن جایگاهی برای آن جمعآوری شده است. روزانه تعداد زیادی افراد به بازدید از آن میپردازند و حتی شنیده شده است كه برخی از هیأتهای مذهبی هم در كنار آن به دعاخوانی پرداختند. با توجه به این كه این قبیل حوادث، به طور معمول بر اثر تصورات بیپایه در نقاط مختلف روستایی در ایران پدید میآید، لازم است تا مراجع ذیربط به آنها رسیدگی كرده و پیش از آنكه فاجعهای پیش آید مسأله را مورد رسیدگی قرار دهند».
زن ببرنمای قم

دو سال پیش یك عكس تبلیغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به یك موسسه تبلیغاتی در كرمانشاه در یكی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی این عكس در قم كپی و تكثیر شده و شایعهای پدید میآید كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به این صورت درآمده و او را دستگیر كردهاند. قدرت تهییج و تحریك این شایعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شیخآباد در منطقه نیروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی كه ادعا میشود به خاطر پاره كردن قرآن كریم و ریختن آن در زبالهدانی و تبدیل شدنش به صورت ببری كه نیمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبیل دارد، را به آنها نشان دهند! شایعه میشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسیدن بعداز ظهر روز جمعه و نزدیك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم این منطقه گروه گروه در میدان نبوت تجمع میكنند و از آنجایی كه یك جرثقیل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان میكنند كه احتمالاً با همین جرثقیل میخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود این جرثقیل هم بر اطمینان بیشتر مردم نسبت به این مسأله میافزاید وشایعه را باورپذیرتر میكند. این قضیه به تدریج به صورت یك شورش همگانی درمیآید و با شكستن شیشه بانكها منطقه به آشوب كشیده میشود و تعداد زیادی نیز دستگیر میشوند.
چند روز بعد حقیقت ماجرا به اطلاع میرسد. لبخند تمسخری و دیگر هیچ
دستخط امام زمان
مدتی پیش تصویر اسكن شدهای از نامهای منسوب به امام زمان در تهران و مسجد جمكران توزیع شد و در نشریهی خورشید نیز به چاپ رسید و به تعداد زیاد در محافل مذهبی تكثیر و در سایتهای اینترنتی نیز منتشرشد كه در آن اشاره شده این دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پیدا كرده است. خادم مسجد نوشته:
« در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامهای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه میدانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند».
این كه چرا امام زمان ناگزیر شدهاند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نیست. اما مشخصتر این است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: «هر چه دروغ عوامانهتر، عوامپذیرتر خواهد بود»
ایننم یه سری نظر بود که پایین این مطلب بود:
یادآوریِ این گزارشها كه حتماً اكثرمان شنیده و در منابع مختلف خبری دیدهایم هیچ ارتباطی به مذهب یا سیاست ندارد بلكه نمونههایی است از جهل و خرافهی مردمانی كه موجب آلودگی دین و سیاست و از همه مهمتر امید مردم (هر چه باشد) میشوند و تنها نمونههای اندكی از این نوع هستند كه در مدتهای اخیر در رسانهها بازتاب یافتهاند. به هر صورت هر آیین و مسلك و مكتبی در نوع خود مشروط بر این كه موجب آزار دیگر انسانها نباشد شریف و قابل احترام است و هر كس میتواند برداشت خاص خود را از آن بنماید اما قصد اینجا علاوه بر نقد جهل و خرافه نشان دادن انحراف خبری در رسانههای ماست. رسانههایی كه به جای «مهندسی افكار عمومی» به تخریب و خرافهنگری آنها دامن میزنند. از این میان دو قضیه «مسخ دختر هلندی» و «ورود سگ به حرم امام رضا» بیش از همه مورد توجه این رسانه قرار گرفته و بعضاً به تبلیغ و ستایش و اشاعهی آن پرداختهاند. البته برخی رسانههایی مانند سایت بازتاب واكنشهای سریع و خوبی نسبت به قضایا داشتهاند. اما متاسفانه اهل خرافه و تعصب هنگام اختراع این گونه موضوعات چنان هالهای از تقدس و حرمت دروغین به دور موضوع میكشند كه كمتر كسی جرات میكند به نقد آن بپردازد
مسخ دختر هلندی به دلیل توهین به قرآن


مدتی پیش خبرگزاری آفتاب خبری را با این عكس منتشر كرد كه بلافاصله در سایتهای اینترنتی متعددی منتشر شد و واكنشهای مختلفی در پی داشت. خبر این بود كه:
«دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوش میکرد. هنگامی که با اعتراض مادرش مبنی بر کم کردن صدای موسیقی مواجه میشود به او و کتاب قرآن اهانت میکند.
این دختر هنگامی که میبیند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگیرد و آنرا پاره میکند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش کردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اینکه پتو را از روی او بر میدارد میبیند که دختر او تغییر چهره داده و به صورت عکسی که میبینید در آمده است».
مدتی بعد مشخص میشود كه این خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمهای ساخته پاتریشیا پیچینینی است كه از سیلیكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتیك مربوط به تكامل حیوانات است و هیچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد!http://www.patriciapiccinini.net/
ورود سگ به حرم امام رضا

قضیه ورود سگی گریان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه در روزهای اخیر عكسالعملهای بسیاری برانگیخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فیلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسید و مطبوعات نیز با كشیدن هالهای از تقدس دور این موضوع امكان هر گونه تشكیك یا نقد موضوع را از همه گرفتند. سایت اینترنتی انتخاب نیز با آب و تاب و قطعاتی از فیلم ویدیویی سگ مذكور به این قضیه بیشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت:
«توطئه وارد ساختن یك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پایگاههای اطلاعرسانی كه طی دو هفته اخیر شایعات زیادی را بر سر زبانها به جریان انداخت، با كشف یك باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد.
اعضای این باند، یك شیاد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همدیگر توانستند یك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمایند و تا نزدیكی ضریح مطهر ببرند و با فیلمبرداری و انتشار خبر آن و تهیه سی دی اقدام به سودجویی نمایند».
گویا هنوز نقش خرافه (و نه سنت) در عصر گذار به مدرنیت بر جامعهی ما ماندگار و حتی قویتر و تاثیرگذارتر از سنت و مدرنیته است.
چاه عریضه و شیشه مقدس مسجد جمكران

■ دو سال پیش در محراب مسجد جمكران شیشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نیز به آن آویزان شد. كمكم این قسمت از مسجد به شكل یك جاذبهی سیاحتی زیارتی(!) درآمد و به تدریج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شیشه صف کشیده و آن محل را زیارت میکردند. تا جایی كه آیتالله مکارم شیرازی در اعتراض به این عمل گفت: «اخیراْ در محراب مسجد جمکران یک تشکیلات شیشهاى سبزرنگ و چراغ درست کردهاند که کمکم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف میکشند، کسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل کارى که در حرم امامان و امامزادهها میکنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظیم میکنند، بعضی از عوام هم میگویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا میشود و کتابی مینویسد که 70 نفر از اوتاد در اینجا دفن شدهاند. هرکس مرتکب این کار شده اشتباه کرده است، این ضربهاى به مسجد جمکران است».
پس از این اعتراض، بلافاصله این تشکیلات معجزهآسا و امامزادهی جدیدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنین قلابی و دكانداران دین هم بیكار نماند و محلی را به نام «چاه عریضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم میتوانند از طریق انداختن عریضه و دعاهای خود در این چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نماید. و البته این مدت نیز نه تنها عوام كه خواص بسیاری هم به این چاه پناه آوردهاند و عریضه و دستورالعمل و بخشنامه و پیشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میریزند!
سران انجمن حجتیه نیز اخیراً در جزواتی پیشنهاد روز مخصوصی برای تحریك امام زمان به فرج را در جزوهای دادهاند كه هزاران نسخه از آن تكثیر شده است. در این جزوه آمده است:
«یك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای كل مردم ایران و سایر شیعیان در كشورهای مختلف تعیین و به طوری كه تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبلیغ شود. سوگند به خدایی كه جان ما در اختیار اوست، اگر این روز مشخص شود و تمامی منتظران و شیعیان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمایند و اگر این روز معین، روز جمعهای باشد، یقینا مولایمان روز شنبه (فردایش) ظهور خواهند فرمود». همچنین در این جزوه آمده:«دعا جهت تعجیل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهای واجب، گناه كبیره و موجب كفر است».
مرز باریك میان جهل و ایمان در چنین اقداماتی به خوبی مشخص میشود و این سوال كه كه اصلاً خداوند یا ائمه چه نیازی دارند تا از این راههای پست، وجود خود را اثبات كنند؟
گوسفند مقدس شیبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شیبان نزدیك اهواز گوسفندی پیدا میشود كه میگویند روی شاخ سمت چپ او شمشیر امام علی نقش بسته است. بلافاصله این موضوع دهان به دهان گشته و به یك افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههای سراسری نیز كشیده می شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شیبان هجوم میبرند و به تدریج شایعات عجیب و قویتری در مورد این گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پدید آمد مثلاً این كه هیچ چاقوی گلویی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست!
از این قضیه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخی آن را شایعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طریق نذورات مردم خرافی به پای این «گوسالهی سامری» به جیب زد.
دیگ سمنوی مقدس در قم

سال گذشته نیز خبر میدهند در دیگی كه در روستای ونارج نزدیك قم در آن سمنو میپختهاند جای پایی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای یكی از ائمه است! این خبر نیز مانند هر خبر خرافهآمیز دیگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای دیگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم میروند و حتی هیأتهای مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جایگاهی ویژه برای آن جمع آوری میشود! بازتاب مینویسد:
«مردم روستا كه به طور معمول در این دیگ سمنو میپختهاند، پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستشوی آن بودهاند، این اثر پا را در كف آن دیدهاند. ناظرانی كه موفق به دیدن این دیگ شدهاند، میگویند كه از یك زاویه، اثر مزبور شبیه كف پاست، اما از زاویه دیگر، به نظر میرسد اثری است كه به دلیل ساییده شدن دیگ پدید آمده است. این گزارش میافزاید، به تازگی مردم از روستاهای اطراف برای دیدن دیگ سمنو هجوم آوردهاند و تاكنون نزدیك به یك میلیون تومان برای ساختن جایگاهی برای آن جمعآوری شده است. روزانه تعداد زیادی افراد به بازدید از آن میپردازند و حتی شنیده شده است كه برخی از هیأتهای مذهبی هم در كنار آن به دعاخوانی پرداختند. با توجه به این كه این قبیل حوادث، به طور معمول بر اثر تصورات بیپایه در نقاط مختلف روستایی در ایران پدید میآید، لازم است تا مراجع ذیربط به آنها رسیدگی كرده و پیش از آنكه فاجعهای پیش آید مسأله را مورد رسیدگی قرار دهند».
زن ببرنمای قم

دو سال پیش یك عكس تبلیغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به یك موسسه تبلیغاتی در كرمانشاه در یكی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی این عكس در قم كپی و تكثیر شده و شایعهای پدید میآید كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به این صورت درآمده و او را دستگیر كردهاند. قدرت تهییج و تحریك این شایعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شیخآباد در منطقه نیروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی كه ادعا میشود به خاطر پاره كردن قرآن كریم و ریختن آن در زبالهدانی و تبدیل شدنش به صورت ببری كه نیمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبیل دارد، را به آنها نشان دهند! شایعه میشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسیدن بعداز ظهر روز جمعه و نزدیك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم این منطقه گروه گروه در میدان نبوت تجمع میكنند و از آنجایی كه یك جرثقیل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان میكنند كه احتمالاً با همین جرثقیل میخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود این جرثقیل هم بر اطمینان بیشتر مردم نسبت به این مسأله میافزاید وشایعه را باورپذیرتر میكند. این قضیه به تدریج به صورت یك شورش همگانی درمیآید و با شكستن شیشه بانكها منطقه به آشوب كشیده میشود و تعداد زیادی نیز دستگیر میشوند.
چند روز بعد حقیقت ماجرا به اطلاع میرسد. لبخند تمسخری و دیگر هیچ
دستخط امام زمان
مدتی پیش تصویر اسكن شدهای از نامهای منسوب به امام زمان در تهران و مسجد جمكران توزیع شد و در نشریهی خورشید نیز به چاپ رسید و به تعداد زیاد در محافل مذهبی تكثیر و در سایتهای اینترنتی نیز منتشرشد كه در آن اشاره شده این دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پیدا كرده است. خادم مسجد نوشته:
« در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامهای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه میدانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند».
این كه چرا امام زمان ناگزیر شدهاند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نیست. اما مشخصتر این است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: «هر چه دروغ عوامانهتر، عوامپذیرتر خواهد بود»
ایننم یه سری نظر بود که پایین این مطلب بود:
">
مطالب جالب و خنده دار , |
هفت گزارش جاهلانه از خاك ایران یادآوریِ این گزارشها كه حتماً اكثرمان شنیده و در منابع مختلف خبری دیدهایم هیچ ارتباطی به مذهب یا سیاست ندارد بلكه نمونههایی است از جهل و خرافهی مردمانی كه موجب آلودگی دین و سیاست و از همه مهمتر امید مردم (هر چه باشد) میشوند و تنها نمونههای اندكی از این نوع هستند كه در مدتهای اخیر در رسانهها بازتاب یافتهاند. به هر صورت هر آیین و مسلك و مكتبی در نوع خود مشروط بر این كه موجب آزار دیگر انسانها نباشد شریف و قابل احترام است و هر كس میتواند برداشت خاص خود را از آن بنماید اما قصد اینجا علاوه بر نقد جهل و خرافه نشان دادن انحراف خبری در رسانههای ماست. رسانههایی كه به جای «مهندسی افكار عمومی» به تخریب و خرافهنگری آنها دامن میزنند. از این میان دو قضیه «مسخ دختر هلندی» و «ورود سگ به حرم امام رضا» بیش از همه مورد توجه این رسانه قرار گرفته و بعضاً به تبلیغ و ستایش و اشاعهی آن پرداختهاند. البته برخی رسانههایی مانند سایت بازتاب واكنشهای سریع و خوبی نسبت به قضایا داشتهاند. اما متاسفانه اهل خرافه و تعصب هنگام اختراع این گونه موضوعات چنان هالهای از تقدس و حرمت دروغین به دور موضوع میكشند كه كمتر كسی جرات میكند به نقد آن بپردازد
مسخ دختر هلندی به دلیل توهین به قرآن


مدتی پیش خبرگزاری آفتاب خبری را با این عكس منتشر كرد كه بلافاصله در سایتهای اینترنتی متعددی منتشر شد و واكنشهای مختلفی در پی داشت. خبر این بود كه:
«دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوش میکرد. هنگامی که با اعتراض مادرش مبنی بر کم کردن صدای موسیقی مواجه میشود به او و کتاب قرآن اهانت میکند.
این دختر هنگامی که میبیند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگیرد و آنرا پاره میکند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش کردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اینکه پتو را از روی او بر میدارد میبیند که دختر او تغییر چهره داده و به صورت عکسی که میبینید در آمده است».
مدتی بعد مشخص میشود كه این خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمهای ساخته پاتریشیا پیچینینی است كه از سیلیكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتیك مربوط به تكامل حیوانات است و هیچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد!http://www.patriciapiccinini.net/
ورود سگ به حرم امام رضا

قضیه ورود سگی گریان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه در روزهای اخیر عكسالعملهای بسیاری برانگیخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فیلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسید و مطبوعات نیز با كشیدن هالهای از تقدس دور این موضوع امكان هر گونه تشكیك یا نقد موضوع را از همه گرفتند. سایت اینترنتی انتخاب نیز با آب و تاب و قطعاتی از فیلم ویدیویی سگ مذكور به این قضیه بیشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت:
«توطئه وارد ساختن یك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پایگاههای اطلاعرسانی كه طی دو هفته اخیر شایعات زیادی را بر سر زبانها به جریان انداخت، با كشف یك باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد.
اعضای این باند، یك شیاد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همدیگر توانستند یك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمایند و تا نزدیكی ضریح مطهر ببرند و با فیلمبرداری و انتشار خبر آن و تهیه سی دی اقدام به سودجویی نمایند».
گویا هنوز نقش خرافه (و نه سنت) در عصر گذار به مدرنیت بر جامعهی ما ماندگار و حتی قویتر و تاثیرگذارتر از سنت و مدرنیته است.
چاه عریضه و شیشه مقدس مسجد جمكران

■ دو سال پیش در محراب مسجد جمكران شیشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نیز به آن آویزان شد. كمكم این قسمت از مسجد به شكل یك جاذبهی سیاحتی زیارتی(!) درآمد و به تدریج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شیشه صف کشیده و آن محل را زیارت میکردند. تا جایی كه آیتالله مکارم شیرازی در اعتراض به این عمل گفت: «اخیراْ در محراب مسجد جمکران یک تشکیلات شیشهاى سبزرنگ و چراغ درست کردهاند که کمکم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف میکشند، کسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل کارى که در حرم امامان و امامزادهها میکنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظیم میکنند، بعضی از عوام هم میگویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا میشود و کتابی مینویسد که 70 نفر از اوتاد در اینجا دفن شدهاند. هرکس مرتکب این کار شده اشتباه کرده است، این ضربهاى به مسجد جمکران است».
پس از این اعتراض، بلافاصله این تشکیلات معجزهآسا و امامزادهی جدیدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنین قلابی و دكانداران دین هم بیكار نماند و محلی را به نام «چاه عریضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم میتوانند از طریق انداختن عریضه و دعاهای خود در این چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نماید. و البته این مدت نیز نه تنها عوام كه خواص بسیاری هم به این چاه پناه آوردهاند و عریضه و دستورالعمل و بخشنامه و پیشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میریزند!
سران انجمن حجتیه نیز اخیراً در جزواتی پیشنهاد روز مخصوصی برای تحریك امام زمان به فرج را در جزوهای دادهاند كه هزاران نسخه از آن تكثیر شده است. در این جزوه آمده است:
«یك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای كل مردم ایران و سایر شیعیان در كشورهای مختلف تعیین و به طوری كه تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبلیغ شود. سوگند به خدایی كه جان ما در اختیار اوست، اگر این روز مشخص شود و تمامی منتظران و شیعیان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمایند و اگر این روز معین، روز جمعهای باشد، یقینا مولایمان روز شنبه (فردایش) ظهور خواهند فرمود». همچنین در این جزوه آمده:«دعا جهت تعجیل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهای واجب، گناه كبیره و موجب كفر است».
مرز باریك میان جهل و ایمان در چنین اقداماتی به خوبی مشخص میشود و این سوال كه كه اصلاً خداوند یا ائمه چه نیازی دارند تا از این راههای پست، وجود خود را اثبات كنند؟
گوسفند مقدس شیبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شیبان نزدیك اهواز گوسفندی پیدا میشود كه میگویند روی شاخ سمت چپ او شمشیر امام علی نقش بسته است. بلافاصله این موضوع دهان به دهان گشته و به یك افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههای سراسری نیز كشیده می شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شیبان هجوم میبرند و به تدریج شایعات عجیب و قویتری در مورد این گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پدید آمد مثلاً این كه هیچ چاقوی گلویی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست!
از این قضیه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخی آن را شایعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طریق نذورات مردم خرافی به پای این «گوسالهی سامری» به جیب زد.
دیگ سمنوی مقدس در قم

سال گذشته نیز خبر میدهند در دیگی كه در روستای ونارج نزدیك قم در آن سمنو میپختهاند جای پایی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای یكی از ائمه است! این خبر نیز مانند هر خبر خرافهآمیز دیگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای دیگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم میروند و حتی هیأتهای مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جایگاهی ویژه برای آن جمع آوری میشود! بازتاب مینویسد:
«مردم روستا كه به طور معمول در این دیگ سمنو میپختهاند، پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستشوی آن بودهاند، این اثر پا را در كف آن دیدهاند. ناظرانی كه موفق به دیدن این دیگ شدهاند، میگویند كه از یك زاویه، اثر مزبور شبیه كف پاست، اما از زاویه دیگر، به نظر میرسد اثری است كه به دلیل ساییده شدن دیگ پدید آمده است. این گزارش میافزاید، به تازگی مردم از روستاهای اطراف برای دیدن دیگ سمنو هجوم آوردهاند و تاكنون نزدیك به یك میلیون تومان برای ساختن جایگاهی برای آن جمعآوری شده است. روزانه تعداد زیادی افراد به بازدید از آن میپردازند و حتی شنیده شده است كه برخی از هیأتهای مذهبی هم در كنار آن به دعاخوانی پرداختند. با توجه به این كه این قبیل حوادث، به طور معمول بر اثر تصورات بیپایه در نقاط مختلف روستایی در ایران پدید میآید، لازم است تا مراجع ذیربط به آنها رسیدگی كرده و پیش از آنكه فاجعهای پیش آید مسأله را مورد رسیدگی قرار دهند».
زن ببرنمای قم

دو سال پیش یك عكس تبلیغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به یك موسسه تبلیغاتی در كرمانشاه در یكی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی این عكس در قم كپی و تكثیر شده و شایعهای پدید میآید كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به این صورت درآمده و او را دستگیر كردهاند. قدرت تهییج و تحریك این شایعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شیخآباد در منطقه نیروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی كه ادعا میشود به خاطر پاره كردن قرآن كریم و ریختن آن در زبالهدانی و تبدیل شدنش به صورت ببری كه نیمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبیل دارد، را به آنها نشان دهند! شایعه میشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسیدن بعداز ظهر روز جمعه و نزدیك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم این منطقه گروه گروه در میدان نبوت تجمع میكنند و از آنجایی كه یك جرثقیل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان میكنند كه احتمالاً با همین جرثقیل میخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود این جرثقیل هم بر اطمینان بیشتر مردم نسبت به این مسأله میافزاید وشایعه را باورپذیرتر میكند. این قضیه به تدریج به صورت یك شورش همگانی درمیآید و با شكستن شیشه بانكها منطقه به آشوب كشیده میشود و تعداد زیادی نیز دستگیر میشوند.
چند روز بعد حقیقت ماجرا به اطلاع میرسد. لبخند تمسخری و دیگر هیچ
دستخط امام زمان
مدتی پیش تصویر اسكن شدهای از نامهای منسوب به امام زمان در تهران و مسجد جمكران توزیع شد و در نشریهی خورشید نیز به چاپ رسید و به تعداد زیاد در محافل مذهبی تكثیر و در سایتهای اینترنتی نیز منتشرشد كه در آن اشاره شده این دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پیدا كرده است. خادم مسجد نوشته:
« در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامهای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه میدانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند».
این كه چرا امام زمان ناگزیر شدهاند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نیست. اما مشخصتر این است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: «هر چه دروغ عوامانهتر، عوامپذیرتر خواهد بود»
ایننم یه سری نظر بود که پایین این مطلب بود:
">لینک ثابت |
نظرات ( 0 )